آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

چهارشنبه31شهریور95

سلام به دوستان گلم  انشاءالله که خوب و خوش باشین و عیدهای قربان و غدیر هم برشما مبارک باشه و هر جا هستین خوش و خرم باشین. این روزهای ما میگذرد کمی خسته . گفتم کمی خسته از آن جهت که خواب های شبمان از سر لطف پسرجان کماکان بی نظم می باشد و تا صبح چند سفر چشمان مبارک را نیمه باز می کند و با حالتی :مامان! سیر. حرف زدن هاش هم تقریباً کامل شده و البته حرف گوش کردن هاش ضعیف. همش در حال نزاع با خواهرجان بخصوص در موقع خواب می باشن و من و بابا رضا متاصل در این میان. با همکلاس سابق خود یعنی آیلین خانوم بسیار ایاق شده و کلاً حواسش بهش هست. جالب در زمانی که همکلاس بودند بسیار کشمکش و کنتاک داشتن از قدیم میگن د...
31 شهريور 1395

شنبه13شهریور95(آن چه گذشت)

تولد پسرکمان از آنجا که همزمان با مسافرت مان به شمال شد لذا تولدی کوچک برایش گرفتیم که جزییات و تصاویر آن در پست های قبل به سمع  و نظرتان رسید. اما از آنجا که خانواده همسرجان برایشان تولد نگرفته بودیم بر آن شدیم که مجلسی من باب تولد برای پسرکمان مهیا کنیم و اینچنین شد که جمع ضربتی های عزیز در 4 شهریور در منزل مان گردهم آمدند. روزی که آویسا با پدر گرامش تشریف بردن اداره به خاطر دخترک رئیس محترمشان که چند صباحی  بود دلشان می خواست آویسا برای بازی با پدرجانشان بروند اداره و به دلایلی من و همسرجان مخالف بودیم  ولی آنروز به خاطر تلفن رئیس شان با خودشان بردند و همانطور که حدس زده بودیم کشمکشی بود بین شان و در آن میان آوی...
13 شهريور 1395
1